امروز روز معلم است . تا سید رقیه زنگ بزند یک مطلبی را بگویم : من یه عادتی دارم که معمولاً بعد از هر سخنرانی برای اموات فاتحه می فرستم . برایم هم فرقی نمی کند که اعیاد مذهبی باشد یا سوگواری و. … چون می دانم که فاتحه آنها را خیلی خوشحال می کند . بعدش فکر می کنم آدم چقدر باید محتاج باشد که با فاتحه گره ی کارش باز شود ! و دست آخر کار به اینجا می کشد که بعد از من ، چه کسی مرا یاد می کند ! فکر نمی کنم از بچه هایم آبی گرم شود و اقوام هم که از بس گرفتارند ، معمولاً هر وقت کار داشته باشند زنگ می زنند . تازه من بعد مرگم چه گره ای می توانم از کارشان باز کنم که زنگی بزنند ! می ماند سید رقیه ! طلبه ای که حدود ۱۵ سال است که فارغ التحصیل شده است . بچه ی روستاست ! روستایی در همین نزدیکی ، با پدری که در کودکی و مادری که تازگی از دست داده و خواهران و برادر گرفتار ! با اینکه از ۸ صبح تا ۴ بعد از ظهر سر کار است و بعدش با دو تا بچه ی بلا سرگرم ، اما حواسش هست که در هر اعیاد مذهبی و روز معلم بهم زنگ بزند ! و اگر بتواند یک سری هم بهم می زند ، با یک سطل ماست و یا سبزی محلی یا یک پیاله توت خشک و یا یک شیشه ترشی آلبالو ! او سهم من را از یادآوری همیشه کنار می گذارد ! من مطمئنم که بعدها هم ، سهم فاتحه من را هم کنار می گذارد ! کاش همه ی ما هم مثل سید رقیه وفادار بودیم برای اهل بیت !
#پروین_اعتصامی
ای عجب ! این راه نه راه خداست
زانکه در آن اهرمنی رهنماست!
قافله بس رفت از این راه ، لیک
کس نشد آگاه که مقصد کجاست
راهروانی که در این معبرند
فکرتشان یکسره آز و هواست !
ای رمه ، این دره چراگاه نیست
ای بره ، این گرگ بسی ناشتاست
تا تو زبیغوله گذر میکنی
رهزن طرّار ، تو را در قفاست
دیده ببندی و در افتی به چاه
این گنه تست ، نه حکم قضاست !
لقمه سالوس که را سیر کرد ؟
چند بر این لقمه تو را اشتهاست ؟
نفس بسی وام گرفت و نداد
وام تو چون باز دهد ؟ بینواست!
خانهٔ جان هر چه توانی بساز
هر چه توان ساخت در این یک بناست
کعبهٔ دل مسکن شیطان مکن
پاک کن این خانه که جای خداست !
تا بُودت شمعِ حقیقت بدست
راه تو هر جا که روی ، روشناست
تا تو قفس سازی و شکّر خری
طوطیک وقت ز دامت رهاست
کاهلیت خسته و رنجور کرد
درد تو دردیست که کارش دواست
روی و ریا را مکن آئین خویش
هر چه فساد است ز روی ریاست
شوخ تن و جامه چه شویی همی ؟
این دلِ آلوده به کارت گواست
پای تو همواره براه کج است
دست تو هر شام و سحر بر دعاست !
بار خود از دوش برافکنده ای
پشت تو از پشتهٔ شیطان دو تاست
ورطه و سیلاب نداری به پیش
تا خِرٙدت کشتی و جان ، ناخداست
جان به تو هر چند دهد ، منعم است
تن ز تو هر چند ستاند ، گداست
منزل غولان ز چه شد منزلت ؟
گر ره تو از ره ایشان جداست
آنچه که دوران نخرد ، یک دلیست
آنچه که ایام ندارد ، وفاست
دزد شد این شحنهٔ بی نام و ننگ
دزد کی از دزد کند باز خواست ؟
روشنی اندوز که دل را خوشی است
معرفت آموز که جان را غذاست
پردهٔ الوان هویٰ را بِدر
تا به پس پرده ببینی چه هاست ؟
اطلس نسّاح هویٰ و هوس
چون گه تحقیق رسد ، بوریاست !
هر دشمنی را اگر اطاعت کنیم یا هدیهای برایش بفرستیم از دشمنیاش کاسته میشود، ولی شیطان و نفس امّاره را هر چه اطاعت کنیم دشمنی خود را بیشتر میکنند و راه ضربه زدن آنها بازتر میشود.
اگر شیطان را لعنت کنیم و سنگ بزنیم (در رمی جمرات) ولی گوش به فرمان او باشیم و در عمل با او رفاقت کنیم، میگوید: «این رسم رفاقت نیست که مرا لعنت کنی، انسان که به رفیقش سنگ نمیزند!»
برای اینکه گفتن “لـعـنـت بــه شـیـطـان” فایدهای داشته باشد، اول باید رفاقت را بهم زد و بعد لعنت کنیم.
امام علے علیهالسلام:
”ابلیس را آشکارا ناسزا نگو در حالی که پنهانی دوستش باشی.“
آیة الله مجتهدی ره .
#نگاه_حرام_تیری_از_تیرهای_شیطان_است
آیت الله بها الدینی(ره):
اگر چشمت یک نگاه بد کند ، توی سرت می خورد!
خیال نکن!
الان نمی فهمی !
این الان ها این آثار را دارد.
گمان نکنی زرنگی کرده ای و به محرمات الهی نگاه می کنی و فردا خبری نیست!
این کار از تو یک بچه شیطان تربیت می کند که فردا سوسمار هم می خوری!
(اکبر اسدی، سلوک معنوی، ص 50)
مؤمن همیشه در خطر است.
چون خودِ مؤمن هنوز به شهود نرسیده است، نمی داند نمازی را که می خواند به چه صورت درآمد و کجای آن نقص داشت ، ولی شیاطین بلافاصله حاضر می شوند.
وقتی عبد صالحی نماز شبی می خواند همان موقع این نماز صورت ملکوتی پیدا می کند و ممثّل به صورتی می شود.
ملائکه آن را برمی دارند و تا مقام قرب الهی بالا می برند ، ولی شیطان بلافاصله خودش را می رساند ببیند آیا می تواند عمل مؤمن را مخدوش کند و به اخلاص مؤمن آسیب بزند و عملش را از بین ببرد؟
آیا می تواند مؤمن را به عجب و ریا مبتلا کند؟
وقتی مؤمن دچار عجب و ریا شد آن صورت ممثل مخدوش می شود و قدرت ارتقا و طیّ طریق تا مقام قرب را نخواهد داشت.
شیطان این مسئولیت را به عهده خودش و ابنائش گذاشته است.
حجت الاسلام ناصری
