#اشغال
?هر روز ، شیطان لعنتی
خط های ذهن مرا ، اشغال می کند !
?هی با شماره های غلط ، زنگ می زند
آن وقت ، من اشتباه می کنم و او
با اشتباه های دلم ، حال می کند !
?دیروز یک فرشته به من می گفت :
تو ، گوشی دل خود را ، بد گذاشتی !
آن وقت که خدا به تو می زد زنگ
آخر چرا جواب ندادی ، چرا بر نداشتی !
?اما ، با من تماس بگیر خدایا
حتی هزار بار ،
وقتی که نیستم ،لطفاً پیام خودت را
روی پیام گیر دلم بگذار !
عرفان آهار نظری
?آگهی استخدام فوری
?بارگاه امام رضا(علیه السلام) خادم با حقوق و مزایای بسیار مناسب میپذیرد !
✍برای همه ما پوشیدن لباس خادمى امام هشتم علیه السلام یک افتخار بزرگ محسوب می شود. بسیار شده که به خادمان حضرت غبطه می خوریم !
?اما واقعیت آن است که لازم به غبطه خوردن و رایزنى و پارتى بازى و کسب شهرت و مدال قهرمانى نیست،
امام رضا ع خیلى وقت است که به راحتى خادم استخدام میکند !
اتفاقا جیره و مواجب خوبى هم می دهد و شرمنده هیچ کسى نمیشود !
?امام رضا ع این روزها جاروکش و راهنماى زایر در حرم خودش زیاد دارد .
?او اکنون جاروکشى مردم و خدمتگذار خوب برای کشور شیعه می خواهد !
?او پزشک منصف در بیمارستان ،
دانشجوی سخت کوش در دانشگاه،
مهندس دلسوز در صنعت،
کاسب حلال خور در بازار،
کارمند تلاشگر در اداره،
مسوول خدمتگذار در امور اجرائى،
قاضی مومن در دادگاه،
راننده مسلمان در جاده،
معلم غمخوار در مدرسه،
مادر خوب در خانه ،
استاد دلسوز در مراکز علمى و … میخواهد !
?در فرم استخدامى (خدمتگذارى) امام رضا ع محدودیت سن و تحصیلات و سابقه کار وجود ندارد ، او همه را در هر گوشه این کشور به خادمى می پذیرد.
?بیایید نیت کنیم هر ماه ، هرجا که هستیم ، حداقل یک روز براى امام رضا ع خدمت کنیم !
?خوشا به حال کسی که هر روز خادم امام رضاست
#هفته ی دفاع مقدس گرامی باد
اتل متل یه بابا ، دلیر و زار و بیمار
اتل متل یه مادر ، یه مادر فداکار
اتل متل بچه ها، که اونها رو دوست دارن
آخه غیر اون دو تا، هیچ کسی رو ندارن !
مامان بابا رو میخواد ، بابا عاشق اونه !
به غیر بعضی وقتها ، بابا چه مهربونه !
وقتی که از درد سر، دست میذاره رو گیجگاش
اون بابای مهربون ، فحش میده به بچه هاش !
همون که وقتی هر چی ، جلوش باشه میشکنه
همون که وقتی هر کی ، پیشش باشه میزنه !
غیر خدا و مادر ، هیچ کسی رو نداره
اون وقتی که بابا جون ، موجی میشه دوباره !
دویدم و دویدم ، سر کوچه رسیدم
بند دلم پاره شد ، از اون چیزی که دیدم !
بابام میون کوچه ، افتاده بود رو زمین
مامان هوار میزد ، شوهرمو بگیرین !
مامان با شیون و داد ، میزد توی صورتش
قسم می داد بابا رو، به فاطمه به جدّش !
تورو خدا مرتضی ! زشته میون کوچه
بچه داره می بینه ، تو رو به جون بچه !
بابا رو دوره کردن ، بچه های محله
بابا یهو دوید و ، زد تو دیوار با کلّه !
هی تندو تند سرش رو، بابا میزد تو دیوار
قسم می داد حاجی رو ، حاجی گوشی بردار !
مامان دوید و از پشت ، گرفت سر بابا رو
بابا با گریه می گفت ، کشتند بچه ها رو !
بعد مامانو هلش داد ،خودش خوابید رو زمین
گفت که مواظب باشین ، خمپاره زد بخوابین !
الو الو کربلا ، پس نخودا چی شدن ؟
کمک میخوام حاجی جون ،بچه ها قیچی شدن !
تو سینه و سرش زد ، هی سرشو تکون داد
رو به تماشاچیا ، چشماشو بست و جون داد !
بعضی تماشا کردن ، بعضی فقط خندیدن
اونهایی که از بابام ، فقط امروز دیدن !
سوی بابا دویدم ، بالا سرش رسیدم
از درد غربت اون ، هی به خودم پیچیدم
درد غربت بابا ، غنیمت از نبرده
شرافت و خون دل ، نشونه های مَرده !
ای اونهایی که امروز ، دارین بهش می خندین
برای خنده هاتون ، دردشو می پسندین !
امروزشو نبینین ، بابام یه قهرمونه
یه روز بهم می رسیم ، بازی داره زمونه !
موج بابام ، کلیدِ ، قفلِ در بهشته !
درو کنه هر کسی ، هر چیزی رو که کِشته
یه روز پشیمون می شین ،که دیگه خیلی دیره
گریه های مادرم ، یقه تونو می گیره !
بالا رفتیم ماسته ، پایین اومدیم دوغه !
مرگ و معاد و عقبی ، کی میگه دروغه !
شاعر : مرحوم ابوالفضل سپهر
#لبیک_یا_حسین
#با_پای_دل
#داستانهای_عاشورایی
حسابی گرم گرفته بودیم و در اوج صحبت بودیم. هر دو لبخند به لب داشتیم و اگر مشغول صحبت نبودیم، حتماً داشتیم با همهٔ وجود به حرفهای طرف مقابل گوش میکردیم.
گفتم:
“How did you find Imam Hossein?”
[امام حسین علیهالسلام را چطور پیدا کردی؟]
او لحظهای تأمل کرد و گفت:
“He find me!”
[او مرا یافت!]
روایت براده ها ، ص 125
.
#عاشق_مدافع_حرم
#چشم_انتظار_یار
ای که مرا خوانده ای ، راه نشانم بده !
عاشقان بی سر و پا در راهند !
از« مروه » وطن به «صفای » حرم در هروله اند !
همه با صورتهای در آفتاب سوخته ، با پاهای تاول زده ، ژولیده ، گریان ، بر سر و سینه زنان می روند تا تسلی قلب خواهری باشند .
گرد و غبار غربت شیعه ، بر سر و روی همه نشسته است .
اما بعد از مدتها خبر می رسد ،
که مدافع حرمی ، زائر خود امام حسین ع گردیده است !
و من باز در این معادله ی بی جواب سردر گم می شوم !
معادله ی ،
اونهایی که شهید گمنام هستند !
اونهایی که مفقود الاثر هستند !
اونهایی که مفقود الجسد هستند !
اونهایی که مدتها ازشون خبر نیست !
اونهایی که به اسم فرد دیگری مدفون شده اند !
اونهایی که اصلاً جسدی ندارند !
اونهایی که قبری ندارند !
اونهایی که …..!
خیلی فکر می کنم که بعضی ها به چه مقامی می رسند که ، در مرگ خودشان نیز به فاطمه زهرا س ، اقتدا کرده اند !
از همسرت برای تو فقط یک شفاعت ماند ، که همین تو را بس است !
و ما با دست خالی به همین شفاعت شهدا چشم دوخته ایم !
بهترین پاداش های اخروی را ، برای تو و بازماندگانش خواستارم !
